تبليغاتX
نی نی به به

نی نی به به

آشپزی برای کوچولوها لذت بخش است

حریره بادام:

به دلیل یک سری مشکلات در تهیه ی حریره بادام راه تازه ای رو برای درست کردنش امتحان کردم که خیلی بهتر جواب داد.
(مشکلات روش متداول تهیه حریره بادام: خوب خرد نشدن بادام، چسبیدن خرده های درشت بادام به دیواره آسیاب به علت حجم کم و نهایتا یک دست نشدن حریره) برای رفع این مشکلات بادام پوست کنده را همراه باشیر توی میکسر ریختم و گذاشتم تا حسابی میکس شود. چون بادام توی مایع شناور بود به دیواره نمیچسبید و نهایتا شیر و بادام میکس شده در حدی لطیف و یکنواخت میشد که شیر کمی قوام پیدا میکرد و به اصطلاح غلیظ تر میشد. امیدوارم به درد کسی بخورد چون من به دخترم تا دو سالگی حریره میدادم و حریره رو هم هر دو شب یک بار برای دو روزش درست میکردم.

*ممنون از شروین مامان نگار برای ارسال تجربه ی خوبش.


آب بادام (به جای حریره بادام):
بادام ساییده شده را در شیرجوش ریخته و یک ذره آب اضافه میکنیم و میگذاریم کم کم جوش بیاید - بعد که مقداری سفت شد و بوی خامی بادام رفت - از صافی رد کرده و به اندازه یک قاشق مربا خوری آب بادام بدست آمده را به دلبندمان می دهیم.

*ممنون از نغمه مامان سینا برای نوشتن تجربه ی مادربزرگشون.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

سلام به همه ی مامانهای خوب که همراه این خونه ی نارنجی هستند.

راستش چند تا نکته هست که لازم دونستم توی یه پست جداگانه در موردش بنویسم.

1. ما توی این وبلاگ قراره که از هرگونه تجربه یا اطلاعات در مورد تغذیه ی بچه هامون بنویسیم و اعتقاد من اینه که تجربیات ما هرچقدر هم به نظر خودمون پیش پا افتاده باشند ارزشمند هستند و مطمئنا می تونند ایده ی خوبی برای یک مامان دیگه باشند. این وبلاگ گروهیه و با همکاری هست که به پیش میره. سوالهای زیادی توی پستها مطرح میشه که گاهی احتیاج به نظر یک متخصص داره و گاهی نیاز به تجربه ی مادرها. من گاهی ایمیل ها یا کامنت های خصوصی دریافت می کنم که از ما-من راهنمایی یا برنامه ی غذایی خاص خواسته میشه. باز هم عرض می کنم ما اینجا فقط از مادرانه هامون یا آگاهی هایی که احیانا کسب کردیم می نویسیم و متاسفم اگر اینطور سوالها بی جواب می مونند. اما با اجازه ی دوستان تصمیم گرفتم بخشی رو به سوالاتی که معمولا مادرها توی پستهای مختلف میگذارند یا ایمیل می کنند و از بقیه راهنمایی می خواند رو در پستهایی با عنوان "سوالات مادرانه" یا "همفکری مادرانه" قرار بدم شاید از خوانندگان کسی باشه که بتونه اون مادر پرسشگر رو راهنمایی کنه. پس اگر مایل هستید سوالتون مطرح بشه یا اگر زمانی جایی کامنت گذاشتید و کسی پاسخی بهش نداده لطف کنید و دوباره سوالتون رو برامون بنویسید و برای اطمینان بگید که مایل هستید درخواست راهنماییتون توی بخش سوالات مطرح بشه.

2. نکته ی بعد اینه که وقتی کامنت میگذارید لطف کنید در آخرین پست منتشر شده این کار رو انجام بدید. معمولا به غیر از کسانی که عضو هستند یا من کسی کامنتهای پستهای قبلی رو مرور نمی کنه. گاهی که من بخش آخرین نظرات خوانندگان رو کلیک می کنم تازه متوجه چند کامنت میشم که متعلق به پستهای قدیم هستند اما به تازگی نوشته شدند و متاسفانه من با تاخیر دیدمشون و بی پاسخ موندند.

3. یه لطف دیگه. برای من مشکله که غذای پیشنهادی شما رو که به صورت کامنت قرار دادید بردارم و به صورت یک پست خاص بنویسم. اگر براتون زحمتی نیست پیشنهاداتتون رو ایمیل کنید. حتما به اسم خودتون و با عنوانی که خودتون انتخاب کردید مطرحش می کنیم.

4. این کنار نوشتم و باز هم میگم. عضویت در اینجا ساده است. ما به ایمیل شما برای عضو کردنتون نیاز داریم. از لیست مادرانی که این کنار هستند و افتخار عضویت دادند عده ی محدودی به صورت مرتب مطلب می نویسند و بخشی هم فقط درخواست عضویت کردند و رفتند که رفتند. پس اگر دوست دارید تجربیات خوبتون رو به صورت مستمر با بقیه مطرح کنید درخواست عضویت رو به همراه ایمیلتون برای ما بگذارید و اگر یک تجربه ی خاص یا اطلاعاتی رو صلاح می دونید مطرح بشه برامون ایمیل کنید.

4. ما باز هم منتظر شما و تجربه ها و پیشنهادات و سوالهای شما هستیم.

ارادتمند شما

مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

مواد لازم:

یک چهارم تخم مرغ

یک قاشق بزرگ شیر

چند تکه نان تست

یک چهارم قاشق کره

طرز تهیه:

ابتدا تخم مرغ و شیر را خوب مخلوط می کنیم. نان های تست را به تکه های کوچک و به اندازه دلخواه برش می دهیم و در مخلوط شیر و تخم مرغ می غلتانیم. کف یک ماهیتابه را با کره چرب می کنیم و تکه های نان تست را که آغشته به تخم مرغ و شیر هستند با حرارت خیلی ملایم کمی تفت می دهیم و پشت و رو می کنیم.

حسن این غذا اینست که کوچولوهای کنجکاو و تخم مرغ نخور را می توان با آن سر میز صبحانه یا عصرانه سرگرم کرد!

این غذا در یک سایت ژاپنی در لیست غذاهای مناسب برای بچه های نه ماه به بالا پیشنهاد شده بود. در سیستم ژاپنی تخم مرغ کامل از هشت نه ماهگی برای کودکان مجاز محسوب می شود. اگر مایل بودید می توانید تا یکسالگی صبر کنید یا از زرده به تنهایی دراین غذای انگشتی استفاده کنید.

نوش جان!

هنا مامان سارا

پی نوشت: شخصا از رکود اینجا ناراحتم اما تا مدتی که فرصت مناسبی برایش ندارم امیدوارم که مامانهای دیگر بیکار ننشینند. از سارا مامان حماد بابت تاخیر در انتشار نوشته خوبش معذرت می خواهم و از شایلی مامان شاینا کوچولو که در این مدت هوای اینجا را داشته خیلی خیلی سپاسگزارم. امیدوارم که از شما هم به زودی مطلب تازه ببینیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

اين غذا بزاي نوزادان هفت ماه به بالا كه مي توانند از گوشت قرمز استفاده كنند مناسب است ، ابتدا دو يا سه تكه گوشت ماهيچه را تكه كرده و مي شوييم بعد انرا در يك شيشه مي اندازيم  شيشه خالي و شسته شده سس مايونز يا خيار شور كه كاملا تميز و ضدعفوني شده و بوي ماده قبلي را نمي دهد براي اينكار مناسب است....ميتوانيد مواد ديگري هم به گوشت اضافه كنيد اما هميشه مقدار گوشت بايد كمي بيشتر باشد تا آب خارج شده از آن براي پختن بقيه مواد كافي باشد. 

من دوقاشق برنج را شسته با يك تكه كوچك پياز خرد كرده به اين مواد اضافه كردم. 

 

در شيشه را بسيار محكم ببنديد و مطمئن شويد كه آب به داخل شيشه راه پيدا نمي كند. يك قابلمه را پر آب كرده و شيشه را داخل قابلمه گذاشته و در آن را ببنديد. شعله گاز را متوسط كنيد و اجازه دهيد براي سه يا چهار ساعت داخل قابلمه بجوشد. مي توانيد بعد از سه ساعت در شيشه را باز كنيد و از له شدن گوشت مطمئن شويد. اگر آب قابلمه كم شد هرگز آب سرد اضافه نكنيد چرا كه باعث شكستن شيشه ميشود. 

در اين غذا عصاره گوشت و مواد مغذي آن از بين نمي رود و جذب برنج ميشود و براي جبران كمبود آهن بسيار موثر است. ميتوانيد در يك شيشه بزرگتر هويج ، كدو ، سيب زميني و يا سبزي جات ديگر را هم اضافه كنيد و يا بسادگي و بتنهايي گوشت را در شيشه پخته و به ني ني نازتان بدهيد. 

*

مرسی از نونوش مامان آوای عزیز  که دستور این غذای خوشمزه و مقوی رو برامون به همراه عکسهاش ارسال کردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

مدتی بود که تصمیم داشتم برای شین از "کدوی حلوایی"، یک مدل خوراکی درست کنم. قبلاْ توی سوپ هاش میکس کرده بودم. اما این ماجرا مال زمانی بود که سوپ میکس شده می خورد !!! یکی دو بار هم مادرم تلاش کرد که کدوی پخته و شکر پاشیده به خوردش بده، که واضح و مبرهن است که موفق نبود.

همدست محترمم یک دستور "گراتن کدو حلوایی" محشر برام فرستاده بود. این بود که در یک فرصت مقتضی که کدوهای کوچولوی خوشگلی پیدا کردیم، به انتخاب خود شین که از دیدن شون جو زده شده بود، این جناب رو برای تهیه گراتن مفتخر کردیم :

وقتی پوستش رو می کندم از عطرش مدهوش شدم. می دونید بوی چی می داد؟ بوی "طالبی". چنان بوی معرکه ای داشت که شین بد ادا از من خواست براش یکی دو تکه ببرم تا خام خام بخوره. همینطوری الکی الکی کلیش رو خوردیم. جوری که دیگه اصلاْ نمی شد برای تهیه گراتن روش حساب کرد. من هم تکه تکه ش کردم و روی کره توی ماهیتابه چیدم و کمی شکر و زعفران روش پاشیدم. وقتی پخت شین زحمت پوره کردنش رو کشید و بخش دیگه ای از کدو در حین پروسه تهیه پوره خورده شد !!!

پوره نرم و نارنجی و خوش رنگی شد. تصمیم دارم یک بار توی قیف بریزم و روی برش های نون به شکل شکوفه تزئین کنم ببینم چی می شه. اما ماجرا به همین جا ختم نشد. چیکار کنیم چیکار نکنیم ؟ یک تخم مرغ اضافه کردیم و کمی آرد ذرت و خمیر یک دست خوش فرمی در اومد که باهاش کلی اشکال هندسی ساختیم و توی باقی مونده کره سرخش کردیم.

معرف حضورتون هست که ؟

سین، مامان شین

*

مرسی از مامان شین که اجازه دادند این تفریح غذایی رو در برداشتی از وبلاگشون اینجا هم بیاریم تا ایده ای باشه برای مامانهای دیگه. ( راستی غولنگ هم اسم یکی از شخصیت های داستانی محبوب شین کوچوله!)  خیلی ممنون و باز هم منتظر مطالب خوبتون هستیم.  مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

مواد لازم:

۱. هویج: ۲۰ گرم

۲. ماست: ۲ قاشق کوچک 

طرز تهیه:

دیگه از این ساده تر نمیشه. هویج رو می پزید و بعد ریز رنده می کنید یا اگر مایلید با قاشق یا گوشت کوب لهش می کنید. با ماست مخلوط می کنید و میدید فینگیلیتون نوش جان بکنه. اگر به نظرتون خیلی غلیظ بود میتونید کمی از آب هویجی که پختید باهاش مخلوط کنید.

طعم شیرین هویج خوردن ماست رو راحت تر میکنه. همینطور یک نوع تنوع در طعم ایجاد می شه. (دختر شش ماهه ی من ترکیب ماست با غذای دیگه رو به طعم ماست خالص ترجیح میده)

نکته: می تونید برای خودتون هم -به جای ماست و خیار- از این دسر استفاده کنید. هویج پخته رو درشت رنده کنید و با ماست و کمی نمک میل کنید. نوش جان!

*

آی مامان ها کجایید؟ من میخواستم توی این پست تاکید کنم که وقتی پستی رو منتشر می کنیم حداقل یکروز با پست قبلی فاصله داشته باشه که دیدم انگار مامانها همه رفتند تعطیلات! و باید خواهش کنم که تشریف بیارید حالا هر وقت که نوشتید قبوله!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

برنج قهوه ای در واقع همان برنج معمولی است که سبوس آن به طور کامل گرفته نشده است. عطر خاص خودش را دارد و موقع جویدن کمی کش میاید و از نظر مواد مغذی خیلی غنی تر از برنج معمولی است. در آسیای شرقی (چین و کره و ژاپن) برنج قهوه ای یادآور دوران فقر و جنگ میباشد (شاید چون آن زمان برنج را با همان سبوسش مصرف می کردند!؟) اما در این دوران به غیر از موارد بیماری یا کهولت یا به عنوان درمان یبوست کمتر کسی از آن استفاده می کند و قیمت بالاتری هم دارد. برنج سفید و قهوه ای میزان کالری٫ کربوهیدرات و چربی و پروتئین یکسانی دارند اما تفاوت آنها در میزان مواد مغذی موجود درشان است. اگر رویی ترین لایه یک دانه برنج را برداریم برنج قهوه ای و اگر لایه میانی تر هم برداشته شود برنج سفید به دست می آید. ویتامین های مختلف و مواد معدنی بسیاری با برداشتن سبوس دانه برنج از دست می روند. انواع ویتامین ها مثل ب۱ و ب۳ و همینطور مواد معدنی مثل آهن و مگنزیم. مثلا یک فنجان برنج قهوه ای ۱۹۵ گرم مگنیزیم دارد در حالی که همان میزان برنج سفید فقط ۱۹ گرم مگنزیم داراست. وقتی سبوس دانه برنج برداشته می شود روغن آن هم از دست می رود در حالیکه وجود آن در کاهش کلسترول ال دی ال بسیار کمک کنند است. اسید های چرب و فیبر برنج هم با این روش به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. به این ترتیب برنج قهوه ای بسیار سالم تر و مغذی تر از برنج سفید است. اگرچه که پخت آن به دلیل سختی پوسته اش کمی مشکل است. برای استفاده از برنج قهوه ای می توان آن را در آب گرم به مدت چند ساعت خیساند تا آسانتر پخته بشود.

منبع نوشته: ویکی پدیا (brown rice)

*

من برای سارای شش ماه ام کمی برنج قهوه ای آسیاب کرده ام و به عنوان آرد برنج در غذاها از آن استفاده می کنم. نمی دانم در نقاط مختلف دنیا چه طور میشود برنج قهوه ای پیدا کرد اما به نظرم به گشتنش می ارزد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

کدو ها را به دو دسته کدوهای تابستانی و کدوهای زمستانی تقسیم می کنند. کدوهای زمستانی بر خلاف انواع تابستانی شان دارای پوست ضخیم و سفتی هستند. ما در ایران تعداد کمی از این خانواده را میشناسیم. یکی از آنها کدو تنبل و یا کدو هالوین است که به نام کدو حلوایی میشناسیم. این کدوها حتما قبلا خوردن باید پخته شوند و امکان استفاده از آنها به صورت خام نیست. طعم آنها بسیار شیرین تر از کدوهای تابستانی است و میزان سدیم کمی را دارا هستند و منبع بسیار مناسبی برای ویتامین آ محسوب میشوند. همچنین مانند اغلب سبزیجات از فیبر بالایی برخوردارند. انواع روش پخت کدوهای زمستانی را می توانید اینجا بخوانید. (مطلب بالا هم برداشتی از منبع گفته شده است)

یکی از غذاها یا پیش غذای خوش طعمی که من برای دختر ۶ ماهه ام درست می کنم پوره کدویی است که تصویرش را در بالا گذاشته ام. نوعی کدوی زمستانی.

مواد لازم:

کدوی زمستانی:   دو تا سه قاچ متوسط

سیب:                 یک تا دو قاچ

طرز تهیه:

قاچ های کدو را به دو صورت می توان پخت. در روش اول می توان آنها را با کمی آب بخار پز کرد. برخلاف ظاهر سختشان٫ کدوهای زمستانی خیلی سریع نرم میشوند و می پزند. در روش دوم می توان آنها را در ظرف مناسب (برای قرار دادن در مایکروفر) گذاشت و درب ظرف را سلفون کشید. گوشه سلفون را برای خروج بخار آب کمی باز گذاشته و آن را به مدت ۵ دقیق می پزیم (بسته به قدرت مایکروفر این زمان متفاوت است). مغز کدو را بعد از پخت از پوست جدا کرده و له می کنیم. قاچ سیب پوست کنده را هم با رنده ریز می کنیم و به کدو اضافه می کنیم و میدهیم دلبندمان نوش جان کند! 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

بعد از پست خوشمزه  سوپ ماهی به دنبال چگونگی شروع غذاهای دریایی برای بچه ها گشتم. لینک خوبی پیدا کردم در مورد اینکه مصرف چه ماهی هایی برای بچه ها بی ضرر و کاملا مفیده که به دلیل کمبود وقت تنها لینکش رو میگذارم. اگرچه توی این لینک گفته که بهتره تا یکسالگی برای مصرف این منبع خوب امگا۳ صبر کرد اما خوب این نظر اونه که من رعایت نکردم. برای اینکه سارا (دختر ۵-۶ ماهه ام)مثل باقی بچه های همسن خودش در اینجا٫ بتونه از غذای مهد استفاده کنه و هم اینکه از این منابع مفید غذایی محروم نشه. (به نظرم سیستم تغذیه ای هر منطقه ی متناسب با نیازهای جسمی مردمانش تنظیم شده و مردم اینجا نیازشون به آهن و کلسیم رو از همین غذاهای دریایی تامین می کنند)

ماهی که برای این غذا انتخاب کردم (اسمش در اینجا "دارا" بود)ماهی بود که گوشت سفیدی داشت (به توصیه همون لینک) و ماهی بزرگی هم نبود (که احتمال وجود جیوه درش خیلی کمتر باشه).

مواد لازم:

فیله ماهی شسته شده و خرد شده:  حدود ۲ قاشق غذاخوری

هویج خرد شده:                              ۲ قاشق غذاخوری

پیاز خرد شده:                                 ۱ قاشق غذاخوری

برنج:                                             ۱-۲ قاشق غذاخوری

لیموی تازه:                                    چند قطره 

آب به میزان لازم و در صورت تمایل کمی شوید یا جعفری تازه و کره

طرز تهیه:

ماهی و هویج و پیاز و برنج رو به همراه آب با شعله ملایم می پزیم. اواخر پخت سبزی و کره رو به مخلوط اضافه می کنیم. وقتی آب کته تقریبا کشیده شد محتویات داخل قابلمه رو که گرم هستند می تونیم با قاشق له کنیم. انتخاب روش مناسب برای قابل خوردن کردن غذا براساس توانایی کودک شما در جویدن و بلعیدن غذا فرق می کنه. می تونید از پشت قاشق یا گوشت کوب یا مخلوط کن یا هر وسیله دیگه ای استفاده کنید. در آخر با اضافه کردن چند قطره لیموی تازه که طعمش خیلی با کره سازگاری داره٫ کته ی خوش عطری به دست میاد.

 

نوش جان!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

راستش مطلبی که شایلی در مورد عدس توی این پست نوشته تشویقم کرد که بدون ترس از ایجاد دل درد برای سارا (که الان پنج ماه و نیمه است) عدس پلو بپزم. نکته ی جالب دیگه ای هم گفته بود. اینکه برای جذب بیشتر آهن موجود در عدس لازمه که به همراه یک پروتئین حیوانی مثل گوشت قرمز یا تخم مرغ پخته بشه. این شد که آستین رو برای پخت عدس پلو با ماهیچه بالا زدم!

مواد لازم: 

پیاز ریز خرد شده:     ۲ قاشق غذاخوری

گوشت ماهیچه:        به اندازه یک گردو

برنج:                      ۲ قاشق غذاخوری

عدس:                    یک قاشق کوچک 

آب:                         به میزان لازم (حدود یک و نیم لیوان برای برنج ژاپنی)

طرز تهیه:

عدس رو در یک قابلمه جداگانه با آب کمی پختم و قبل از له شدنش از روی شعله برداشتم. وقتی سرد شد با یک دست تمیز و حوصله زیاد! سعی کردم که پوست عدس رو جدا کنم. جداکردنش با دست کار سختی بود و محتویات قابلمه رو توی توری قوری ریختم و با پشت قاشق فشار دادم تا مغز عدس ها و آبش در بیاد. بعد گوشت ماهیچه رو به همراه پیاز خرد شده و برنج روی شعله کم قرار دادم. از اونجایی که اینجا برای بچه ها به جای آرد برنج از خود برنج استفاده میشه مدت زمان زیادی برای پختش و له شدنش لازمه. اواسط کار عدس از توری گذشته رو به مخلوط اضافه کردم و تا وقتی که برنج ها شبیه برنج شله زرد بشن و گوشت بپزه و آبش تقریبا تموم بشه٫ صبر کردم. اینطوری پیازها هم کاملا له شدند. چون دخترکم هنوز خوردن گوشت قرمز رو شروع نکرده٫ گوشت رو دستنزده گذاشتم. از این کته؟ پوره؟ آش یا سوپ یا هرچی که میشه اسمش رو گذاشت برای دخترم کشیدم.  نیمیش رو توی مخلوط کن کمی له تر کردم و نیمه دیگه اش رو برای تمرین لثه هاش همون شکل اولیه باقی گذاشتم. با لذت تمام نوش جان کرد و مشکلی هم از جانب عدس ها! براش پیش نیومد. (خاله شایلی مرسی). با توجه به دستور خوشمزه ی که ریحانه توی پست قبل داده بود٫ یکی دو ماه دیگه گوشت و کره رو هم به این عدس پلو اضافه می کنم تا طعمش رو امتحان کنیم.

نکته: برای اینکه پخت و پز توی ظروف تفلون باعث میشه که مواد مضری وارد مواد خوراکی در حال پخت بشه تمام موارد بالا رو در قابلمه های کوچولوی "روی" انجام دادم که در صورتی که روی هم وارد غذا بشه جای نگرانی نداشته باشه.

*پی نوشت:

سخنی با مامانهای عزیز: راستش تاکید اولیه من برای نوشتن سن کودک یا عکس العملش به این دلیل بود که خوندن مطالب علمی و مطالب تجربی با هم فرق می کنند. وقتی من تاکید می کنم که به فرزند این قدرساله و اینقدر ماهه ام این غذا رو دادم منظورم اینه که شما باید با آگاهی خودتون این روش رو برای تجربه کردن انتخاب کنید و لزوما روش من برای شما مناسب نیست. همونطور که بارها حرف ها و نوشته های حتی علمی ضد و نقیضی در مورد توصیه های غذایی کودکان میشنویم اینجا هم ممکنه که روش مای نوعی با روش های دیگری در تضاد باشه. هدف ما اینه که این تنوع رو اینجا نشون بدیم و گزینه های انتخاب رو بیشتر کنیم نه اینکه به عنوان یک منبع علمی- پزشکی عمل کنیم. اگر کسی علمش رو داره یا از طرق مختلف اطلاعاتی راجع به مواد غذایی و ... به دست آورده و اینجا بیان می کنه این لطف او رو میرسونه که برای ما وقت گذاشته و مطمئنا برای همه ما مفید خواهد بود. اما به یاد داشته باشید که ما فقط به عنوان یک مادر از تجربه خودمون می نویسیم و باز هم حق انتخاب و مسئولیت با شما که مادر هستید خواهد بود. (این تذکر از این جهت بود که مامانهایی که دوست دارند تجربه هاشون رو به اشتراک بگذارند راحت تر باشند و مامانهایی هم که استفاده می کنند آگاه تر انتخاب کنند)

راستی یادتون نره که از تجربه هاتون -حتی اگر به نظر ساده میرسند- ما رو محروم نکنید. زمان و انرژی که برای کسب تجربه تون صرف کردید ارزش اون رو دوچندان می کنه و حتما روزی برای تازه مادر دیگری مفید خواهد بود. (اعتراف می کنم که من حتی نمی دونستم فرنی چی هست؟!)

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  | 

قبل از مادر شدنم همیشه فکر می کردم همه زن ها شبیه هم مادر می شوند و همه بچه ها شبیه هم بزرگ. اما حالا که بالیدن کوچولویم را می بینم و مادری کردن های خودم را٫ یگانه بودن انسان ها را بهتر می فهمم. هر کدام از این انسان های کوچک راهی برای زندگی دارند و ما مادرها هم با آنها بزرگ می شویم و قوای ناشناخته مادریمان همراهشان گام به گام آشکار می شود.

شاید کمتر کسی مادر باشد و نداند چه ذوقی در آشپزی کردن توی یک قابلمه کوچک و چه تلاش شیرینی برای لقمه در دهان گنجشکی یک کودک گذاشتن نهفته است. امیدوارم اینجا فضای مناسبی برای به اشتراک گذاشتن خلاقیت های مادرانه مان در این زمینه باشد. چه تجربه های تک به تک ما ارزشمند است و دریافت ها و آگاهی های کوچکمان اندک اندک می تواند راه را برای مادر و فرزندی دیگر ساده تر کند.

این وبلاگ شاید ایده اش از من باشد اما نیاز به همکاری گروهی از مادران فعال و مشتاق دارد تا بتواند زنده بماند و مفید باشد. منتظر شنیدن پیشنهادات شما برای عنوان٫ نوع آرشیو موضوعی و صد البته عضویت شما برای نوشتن دستپخت های خوشمزه و کودکانه تان هستم. (اگر مایل به نوشتن هستید لطفا برایم ایمیلتان را بگذارید یا مطلبتان را برایم بفرستید. هر مطلب می تواند یک دستور آشپزی٫ عکس٫ سن و عکس العمل کوچولوی شما به غذا٫ روش های غذا دادن به کودک یا هر تجربه و نکته ی دیگری در این مورد باشد)

سپاسگزارم

هنا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت   توسط مدیریت وبلاگ  |